عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 811
نویسنده : basirati

مقدمه
 مكتب شيخيّه (كشفيه - پايين سري) در اوايل قرن 13 ه .ق به وسيله احمد بن زين الدين معروف به ((شيخ احمد احسايي)) (1166 - 1241 ق) پديد آمد. مكتبي كه نه تنها خود دستخوش تحولات زياد گرديد؛ بلكه باعث به وجود آمدن تحولات بسيار ديني و اجتماعي و حتي نظامي در كشور ايران شد و بذر بابيت و بهائيت پاشيده گرديد.
 شيخ احمد احسايي، گرچه در حوزه‏هاي علوم ديني حضور داشت؛ اما كمتر به درس اساتيد حاضر مي‏شد و مدعي بود كه در فراگيري علوم، شاگرد كسي نبوده و تنها آنچه را مي‏داند از راه خواب به دست آورده است. شاگردان او نيز اين ادعا را درباره استاد خود تصديق مي‏كردند.(1) اين نكته به رغم آن كه حكايت از نوعي بلوغ و رشد فكري دارد، مي‏تواند نشانگر نقطه ضعفي نيز باشد؛ زيرا برخي از علوم و معارف، چيزي نيستند كه در قالب الفاظ و مفاهيم قرار گرفته و هر كسي بتواند بدون استاد آنها را به دست آورد. همان طور كه در مورد فلسفه و عرفان هميشه تذكر داده‏اند كه خواندن اين درس‏ها، بدون استاد موجب زحمت براي خود و ديگران مي‏گردد. پيروان شيخيه، چنان در حق شيخ احمد مبالغه كرده كه ادعا نموده‏اند: ((شيخ خدمت حضرت حجّت(عج) رسيده است.(2) اين در حالي است كه حتي برخي از بزرگان، به انحراف و بلكه تكفير شيخ احمد، حكم داده‏اند.
 


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 985
نویسنده : basirati

مقدمه
 در شماره پيش، دو مورد از محورهاي آسيب‏شناسي تربيتي مهدويت مطرح گرديد. در يكي از اين محورها، از دو آسيب، تحت عنوان حصاربندي و حصارشكني و از حالت سلامت، تحت عنوان مرزشناسي بحث شد. در محور ديگر، آسيب‏ها با عنوان كمال‏گرايي (غيرواقع‏گرا) و سهل‏انگاري و حالت سلامت با عنوان سهل‏گيري مورد بحث قرار گرفت.
 اكنون، در ادامه، به بررسي محورهاي زير خواهيم پرداخت:
 3. آسيب‏ها: گسست و دنباله‏روي؛ سلامت: هدايت.
 4. آسيب‏ها: مريد پروري و تكروي؛ سلامت: امامت.
 5. آسيب‏ها: قشري‏گري و عقل‏گرايي؛ سلامت: عقل‏ورزي.
 6. آسيب‏ها: خرافه‏پردازي و راززدايي؛ سلامت: حق‏باوري.
 7. آسيب‏ها: انحصارگرايي و كثرت‏گرايي؛ سلامت: حقيقت‏گرايي مرتبتي.


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 742
نویسنده : basirati

نوشته حاضر، تقرير سلسله درس‏هاي ((حديث‏شناسي مهدويت)) از استاد شيخ نجم الدين طبسي است كه در ((مركز تخصّصي مهدويّت)) وابسته به بنياد حضرت مهدي موعود (عج) در قم، براي جمعي از طلاّب و دانش پژوهان ارايه شده است. از تلاش برادر حجت الله خسروي (از دانش‏پژوهان كوشاي اين دوره) در تدوين اين درس‏ها، سپاسگزاري مي‏شود.
 
 بررسي روايتي درباره مادر امام زمان(عج)
 يكي از روايت‏هاي بسيار شايع، قضيّه حضرت نرجس خاتون، مادر امام زمان(عج) است. ما، در آغاز، فشرده اين داستان و برخي از منابع آن را نقل مي‏كنيم و سپس به بررسي دو تن از افرادي مي‏پردازيم كه در نقل اين قضيّه، نقش اساسي داشته‏اند و در پايان نيز به اشكال‏هايي كه از نظر دلالي و سَنَدي به اين روايت وارد شده است، خواهيم پرداخت.
 


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 750
نویسنده : basirati

مقدمه
 انديشه غيبت امام عصر (عج) و تبيين علت وقوع آن و روشن ساختن ابعاد اين حادثه مهم الهي و زدودن ابهامات از چهره تابناك آن، تأليف كتاب‏هاي بسياري را به دست دانشمندان قرن‏هاي نخستين از فرقه‏هاي مختلف اسلامي سبب شده است. متأسفانه از اين كتاب‏هاي بسيار، تنها اندكي در گذر زمان از گزند حوادث رهيده و به دست ما رسيده است. از ديگر مصادر اين بحث، جز نامي در كتب فهارس: همچون فهرست نجاشي (معروف به رجال نجاشي) و فهرست شيخ طوسي ديده نمي‏شود. با اين همه با باز كاوي آثار موجود، مي‏توان دريچه‏اي به كتب از دست رفته گشود و اين مهم وابسته به تنقيح مباني سبك جديدي از مباحث رجالي و كتابشناختي است كه از آن با نام ((منبع‏يابي)) مي‏توان ياد كرد.
 راقم سطور سال‏هاست كه به اهميت اين گونه مباحث پي برده، تلاش‏هاي گسترده‏اي در تبيين ابعاد نظري و تطبيقي اين بحث، انجام داده است كه اميدوارست توفيق تنظيم و نشر اين بحث‏ها نصيب وي گردد. نخستين سلسله اين مقالات، با نام ((الكاتب النعماني و كتابه الغيبة)) در سال 1419 در شماره سوم مجله علوم الحديث نشر يافت(1). مقاله حاضر ترجمه و تحرير مجدّد اين مقاله است. در اين تحرير، اين مقدمه و مطالب بسياري در متن افزوده شد و تغييراتي در مطالب آن به عمل آمد، لذا اين تحرير كاملتر از تحرير عربي مقاله به نظر مي‏رسد.


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 791
نویسنده : basirati

ميان امام مهدي(ع) و حضرت مسيح(ع)، از جهات متعددي ارتباط است. يكي از اين موارد، مادر بزرگوار آن امام است.
 در روايتي از پيامبر(ص) اين گونه آمده است:
 مهدي ازفرزندان من است. صورتش مانند ماه منير مي‏درخشد. رنگ رخسارش عربي و قد و قامتش اسرائيلي است.(1)
 دراين حديث، اشاره‏اي ضمني هست كه مهدي(ع) ازمادرش، ويژگي‏هاي قد و قامت بني‏اسرائيل رابه ارث مي‏برَد.
 نگاشته‏هاي اماميه، تأكيد دارد كه مادر امام مهدي(ع)، بانو ((مليكا)) است كه نام حقيقي‏اش راپنهان كرد و به اسم ((نرجس)) شناخته وخوانده شد.اويكي ازشاهزادگان قصر امپراتوري قسطنطنيه در روم بود.
 در اين قسمت از بحث، آن چه را استاد سعيد ايوب در كتاب ارزش‏مندش ((عقيدة المسيح الدجال)) نوشته و مربوط به موضوع است، بيان مي‏كنيم:
 جبهه‏اي كه رو در روي دجال و پيروان و مردان مرتدّ كليسا مي‏ايستد، اسلام است. فرمانده اين جبهه، مهدي منتظر است.
 پيامبر مي‏فرمايد: ((مهدي، همنام من است)). آيا صاحب اين نام كه در انجيل كنوني است، با نشانه‏هايي كه برايش گفته‏اند، همخوان است؟
 در سِفْر رؤيا آمده است: ((نام فرمانده‏اي كه جنگ‏هاي آخر زمان را رهبري مي‏كند، امين صادق است)).(2)


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 2701
نویسنده : basirati

تاريخ زندگاني امام مهدي(ع) در عصر غيبت كبري
 اولين قلمرو براي بحث درمقطع تاريخي عصر غيبت كبري(1)، تاريخ زندگاني و سيره يگانه يادگار زهراي اطهر و علي مرتضي، حضرت خاتم الاوصياء، حجّة بن الحسن العسكري(ع) است؛ او كه وليّ خدا، صاحب عصر، امام زمان، فرمانرواي به حق و راستين و خليفه خدا و رسول او بر جن و انس مي‏باشد.
 با توجّه به چالش‏هاي ياد شده در پنجمين بحث مقدماتي و با توجّه به رسالت اين بحث تاريخي، ناگزير هستيم كه زمينه سازي‏هاي قرآن، پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را براي ورود مسلمين به عصر غيبت كبري در نظر بگيريم تا بتوانيم زمينه‏هاي آن را در دوران غيبت صغري مورد مطالعه محققانه قرار دهيم.
 اين زمينه سازي‏ها را با توجّه به مجموعه شرابط فرهنگي، اجتماعي، سياسي و ديني حاكم بر آن دوران و در آستانه ورود به عصر غيبت كبري، و با توجّه به اهداف كلان و اساسي براي امامت حضرت مهدي(ع)، بايد مطالعه و بررسي كرد.
 از آن جايي كه حلقه وصل اين امام با مسلمين و پايگاه اصلي آن حضرت، شيعيان مي‏باشند؛ بايد با وضعيت آنان در آستانه ورود به عصر غيبت كبري، آشنا شويم تا به يك ارزيابي واقع‏گرايانه نائل گرديم.
 پس بايد رهنمودها و زمينه سازي‏هاي حضرت مهدي(ع) و سپس مطالعه برخوردها و عكس العمل‏هاي شيعيان و غير آنان در روزهاي اوليه قطع ارتباط رسمي با آخرين امام معصوم(ع)، مورد بررسي قرار گيرد.
 بحث ياد شده در اين قلمرو، با زاويه ديدي كه ويژه  ...


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 795
نویسنده : basirati

تاريخ زندگاني امام مهدي(ع) در عصر غيبت كبري
 اولين قلمرو براي بحث درمقطع تاريخي عصر غيبت كبري(1)، تاريخ زندگاني و سيره يگانه يادگار زهراي اطهر و علي مرتضي، حضرت خاتم الاوصياء، حجّة بن الحسن العسكري(ع) است؛ او كه وليّ خدا، صاحب عصر، امام زمان، فرمانرواي به حق و راستين و خليفه خدا و رسول او بر جن و انس مي‏باشد.
 با توجّه به چالش‏هاي ياد شده در پنجمين بحث مقدماتي و با توجّه به رسالت اين بحث تاريخي، ناگزير هستيم كه زمينه سازي‏هاي قرآن، پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را براي ورود مسلمين به عصر غيبت كبري در نظر بگيريم تا بتوانيم زمينه‏هاي آن را در دوران غيبت صغري مورد مطالعه محققانه قرار دهيم.
 اين زمينه سازي‏ها را با توجّه به مجموعه شرابط فرهنگي، اجتماعي، سياسي و ديني حاكم بر آن دوران و در آستانه ورود به عصر غيبت كبري، و با توجّه به اهداف كلان و اساسي براي امامت حضرت مهدي(ع)، بايد مطالعه و بررسي كرد.
 از آن جايي كه حلقه وصل اين امام با مسلمين و پايگاه اصلي آن حضرت، شيعيان مي‏باشند؛ بايد با وضعيت آنان در آستانه ورود به عصر غيبت كبري، آشنا شويم تا به يك ارزيابي واقع‏گرايانه نائل گرديم.
 پس بايد رهنمودها و زمينه سازي‏هاي حضرت مهدي(ع) و سپس مطالعه برخوردها و عكس العمل‏هاي شيعيان و غير آنان در روزهاي اوليه قطع ارتباط رسمي با آخرين امام معصوم(ع)، مورد بررسي قرار گيرد.
 بحث ياد شده در اين قلمرو، با زاويه ديدي كه ويژه  ...


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 784
نویسنده : basirati

 ((فرهنگ عاشورا))، پيوندي عميق و ارتباطي ناگسستني با ((فرهنگ انتظار)) دارد. واقعه عاشورا، زمينه‏ساز و مقدمه ظهور امام عصر (عج) است و معارف و حكمت‏هاي جاودان آن، در ((ظهور مهدي موعود)) متجّلي است. با بررسي و دقّت، در حديث قدسي ((زيارت عاشورا)) و ((زيارات مربوط به امام زمان (عج)، در مي‏يابيم كه ((نينوا))، معبر ((انتظاراست)) ؛ يعني، براي رسيدن به ظهور مهدي موعود، بايد از گذرگاه كربلا عبور كنيم. زيارت عاشورا نيز در واقع، تحليلي براي معبر بودن نينوا براي انتظار است. درس‏ها و پيام‏هاي عاشورا، چراغ‏هاي فرا راه شيعيان است تا با ديدي روشن و بصيرتي افزون، منتظر ((ظهور)) باشند و آماده قيام و مبارزه شوند. ((السلام عليك يا ثار الله و ابن ثاره و الوتر اثوتور؛(1)سلام بر تو اي خون خدا و فرزند خونش، واي تنهاي رها شده))
 حسين(ع)، خون خدا است كه در ((عاشورا)) به جوشش در آمد و به شريان تاريخ انسان و اسلام، حركت و حيات بخشيد. اين خون خدا از دشت گلگون نينوا، قلب‏هاي مؤمنان و عاشقان را به تپش درآورد و چنان آتش و شرري به جان‏ها زد كه هرگز سردي و خاموشي نخواهد داشت: ((انّ لقتل اگ‏سغ حرارة ص قلوب اثؤمنغ لاتقَد ابداً))(2). اين رود جاري خون خدا، از آن دشت خونبار، براي هميشه قلب تاريخ را سيراب، زنده و متحرك خواهد ساخت و هرگز نخواهد گذاشت جهل و ناداني‏ها - هر چند مدرن - و حيرت در ضلالت و گمراهي، بندگان خدا را نابود سازد؛ بلكه سرور شهيدان تاريخ، جان خويش را در راه خدا بذل و بخشش كرد؛ تا بندگان او را از تمامي جهالت‏ها و سرگرداني‏ها رهايي بخشد: ((و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من اكهالة و حفة الضلالة))(3). و اين شور آفرينيِ آن اسوه عشق و آزادگي، هيچ خاموشي ندارد و اين حرارت حسيني، سرد يا منحرف نمي‏شود. دشمنان او، بارگاه نوراني‏اش را تخريب كردند و قبر مطهرش را به آب بستند؛ زائرانش را شهيد كردند و دست و پاي آنان را بريدند ... ولي نتوانستند اين ((گرمي و عشق)) و ((شور و شعور)) را از بين ببرند.


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 827
نویسنده : basirati

مقدمه
 از نواي غريبانه استغاثه امام حسين(ع)، سال‏ها و قرن‏ها مي‏گذرد، اما انعكاس آن را مي‏توان در لحظه لحظه تاريخ به گوش جان شنيد، اين فرياد نه تنها رو به خاموشي و افول نگذاشته، بلكه هر روز رساتر و پرصلابت‏تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است.
 گويا امام حسين (ع) سال‏ها و قرن‏ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر (عج)، ندايش را پاسخ گويد؛ پرچم بر زمين مانده‏اش را به دوش گيرد؛ داغ‏هاي كهنه‏اش را التيام بخشد و آرمان‏هاي بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسين(ع) است و حضرت مهدي (ع) پاسخ دهنده آن. در اين گستره بي‏انتها و افق‏هاي دور آن، كسي به خروش و التهاب فرزندش كه براي رسيدن آن روز، گذر آرام آرام و جانكاه لحظه‏ها را به تماشا مي‏نشيند و روزها و سال‏ها را با چشمان منتظرش بدرقه مي‏كند وجود ندارد.
 به راستي چه رمزي مهر سكوتْ بر لبان بسته و چه سرّي در اين ميان رخ پنهان كرده است؟ چرا ياد امام حسين(ع) هميشه و همه جا، همراه و هم پاي ياد حضرت مهدي (ع) است؟ چرا هر جا سخن از حسين(ع) است، نام حضرت مهدي(ع) نيز رخ مي‏گشايد؟ چرا عاشورا روز ((ظهور)) است و ياد حسين (ع) آغازين كلام مهدي (ع)...؟
 اين گفتار مي‏كوشد گوشه‏هايي از اين ارتباط و پيوست را، از منظرهاي مختلف و در ابعاد گوناگون بررسي كند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روايات، ادعيه و زيارات، تشرفات) و يك خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمايه برخي از محققان و مبلغان و نيز ابزاري براي تحقيق و پژوهش بيشتر و مقدمه‏اي براي كشف زوايايي ديگر از حقايق نوراني حيات اين دو امام همام (ع) باشد. گرچه بررسي و تحليل اين پيوستگي‏ها و نيز نتايج و آثار آن، مجالي ديگر و فرصتي فراخ‏تر مي‏طلبد و گشودن گره اسرار اين پيوستگي‏ها، دل‏هايي راز دان و جان‏هايي آگاه از آن اسرار را مي‏طلبد.


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
بازدید : 762
نویسنده : basirati

مقدمه
 انسان در طول تاريخ، هيچ گاه از انديشه و رؤياي ((به زيستن)) فارغ نبوده و نگاه او همواره براي يافتن آينده‏اي بهتر و سامان يافته‏تر، دوخته شده است.
 با آن كه زورمداران و استضعاف گران، هميشه مخالفان رژيم خود را در هم مي‏كوبند، در بند مي‏كنند، به زندان مي‏اندازند، به خاك و خون مي‏كشند و مي‏خواهند از هر طريق ممكن موقعّيت خويش را حفظ كنند؛ اما مستضعفان به اميد رسيدن به روزي خوش - روزي كه به خواسته‏هاي مشروع خود برسند - زندگي را بر حاكمان ستمگر، سخت و تلخ ساخته و مسير تاريخ را عوض كرده‏اند. سياه پوست آمريكايي و آفريقايي قيام كرده حقوق خود را مي‏طلبند. مردم اندونزي، الجزاير و ايران بپا خواسته استعمار و استعمارگران را طرد مي‏كنند و به حيات آنها خاتمه مي‏دهند و فلسطيني‏ها به انتفاضه خود ادامه مي‏دهند.
 آرزوي به زيستن و داشتن زندگي آرام، با زندگي بشر عجين بوده و در طول تاريخ، از آن جدا نشده است. او همواره، به فكر چنان روزي بوده و آني از اين انديشه، جدا نشده است؛ گرچه هنوز در ايجاد چنان زندگي مطلوب و ايده آل خود، موفقيتي نداشته است.
 رؤياي مزبور در زندگي انسان، به گونه‏هاي مختلفي تبلور يافته و انديشمندان هر عصري، براي تعبير شدن آن، چاره‏ها انديشيده و آن را در قالب ((مدينه فاضله)) مطرح كرده‏اند كه در آن از نابساماني و دغدغه‏هاي جوامع موجود، اثر و نشاني نباشد. از مدينه فاضله افلاطوني گرفته تا مدينه فاضله فارابي، و از مدينه فاضله كمونيست‏ها و سوسياليست‏هاي تخيّلي و بهشت موعود آنان، گرفته تا مدينه فاضله عصر روشنگري و انسان‏مداري ... آنها به خيال خود بشر را از قيد و بند دين و آداب و تكاليف ديني آزاد نموده و انسان را محور همه چيز قرار داده‏اند و دين و مذهب انسانيت را پايه گذاري كرده‏اند.


تعداد صفحات : 48


In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful Say: He, Allah, is One Allah is He on Whom all depend He begets not, nor is He begotten And none is like Him

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران